خط داستانی
رئیس ایستگاه خدمات، راکا، از سرقت پول توسط دزدان جلوگیری میکند پس از یک سرقت ناموفق. اما راکا نمیداند با تمام میلیونها پولی که در اختیار دارد چه کند و از ترس اینکه پلیس او را به همدستی متهم کند، نمیتواند به آنها گزارش دهد. او به نوعی موفق میشود پولها را از دست بدهد و با مارا، خدمتکار موتل که نمیخواست درباره او در حالی که پر از پول بود چیزی بشنود، ازدواج کند.