خط داستانی
مادربزرگ هلنا یونکر در مزرعهای کار میکند که پسر بیوهاش آرتو قادر به اداره آن نیست. تاینا رایتالو که به عنوان پرستار بچه به خانه میآید، دوباره لبخند را به چهره مرد غمگین میآورد و خواهر کوچک آرتو، پیوی، به نوبه خود با دستاوردهایش تمام خانواده یونکر را شاد میکند.