خط داستانی
در یک شهر کوچک لهستانی، داستان بلوغ مارسین، جوانی ۲۱ ساله که علاقه مند به جیمز دین و تیم اس.امیت است روایت میشود. پس از فوت پدرش، مارسین باید با تشریفات خاکسپاری کنار بیاید و در عین حال مهمانان بی مزهٔ دور از شهر خود را که زندگی در یک کارگاه در گاراج پدرش را تمسخر میکنند، مدیریت کند. علاوه بر این، مارسین با خبر اینکه دوشیزگی زندگی اش تصمیم دارد به ایالات متحده برود تا در آنجا زندگی کند روبرو میشود. اگر سریع عمل نکند، ممکن است هرگز او را دوباره نبیند.