Storyline
در یک شب در ساحل، کریستین فابر، که دو سال است بیوه شده، فکر میکند که صدای شوهر مرحومش پل را از دریا میشنود... سپس با مردی بلند و تیرهپوست به نام الکسیس ملاقات میکند که به نظر میرسد همه چیز را درباره این مسائل میداند. پس از ظهورات بیشتر روحی، کریستین و خواهر کوچکترش جانت در ترفندهای ترسناک الکسیس گرفتار میشوند؛ اما او نیز در نوبه خود به عمق شیطنتهایی کشیده میشود که هرگز در نظر نداشت...