Storyline
جایشانکار ثروتمند با آرتی ملاقات کرده و عاشق او میشود. او موفق میشود آرتی را به خود جلب کند و موافقت میکند که با پدرش ملاقات کند تا درباره ازدواجشان صحبت کنند. در راه، به طرز عجیبی او را زیر میگیرد و به طور ناگهانی میکشد. او که از این کار خود احساس گناه میکند، سعی میکند تا جبران کند و از آرتی، برادرش پاپو و خواهرش مالا مراقبت کند، اما حقیقت را که او مسئول مرگ پدرشان بوده پنهان میکند. اوضاع بدتر میشود وقتی آرتی نه تنها حقیقت را کشف میکند، بلکه او را در حال نزدیکی با یک رقاص کاباره به نام ریتا میبیند. سپس جایشانکار ابتدا توسط پدرش طرد میشود و بعد از آن به خاطر قتل ریتا توسط پلیس دستگیر میشود.