Storyline
هرری کینجز کارآفرینی خود ساخته است که روزی پیامی میگیرد مبنی بر اینکه تنها دخترش در سانحهٔ رانندگی درگذشته است آخرین باری که دخترش را دیده بود در عزای همسرش است هنگام رسیدگی به امور دخترش، او متوجه میشود که مادر سافران یک دختر نه ساله است و او تنها خویشاوندش است، خدمات اجتماعی او را به او میدهد او ابتدا سعی میکند از او آسوده شود اما به زودی میفهمد که آنها بیش از مادرش با هم رابطه دارند آنها از منچستر به لندن سفر میکنند تا پدر جدا افتادهٔ سافران را بیابند اما چیزهای بیشتری کشف میکنند