Storyline
سیددهاس بوس در زندگی متوسط شهری دهلی همراه با مادر و خواهرش شانلی است. پدرشان سال ها پیش آن ها را ترک کرده است. شانلی با کاپیل شارما ازدواج می کند و با او زندگی می کند، در حالی که سیددهاس به عنوان دی جی با دوستش Nanoo کار می کند. در مراسمی که ترشا مالیک به داماد شدن نزدیک است، سیددهاس وارد سرویس بهداشتی می شود و متوجه می شود عروس داماد را دوست ندارد و قصد فرار دارد. او موفق می شود او را متقاعد کند بماند، استفاده می کند و می رود. شش ماه بعد در بمبئی با او روبه رو می شود و درمی یابد که او فرار نکرده بود و هر دو به یکدیگر کشیده شده اند و زندگی نسبتاً آرامی را با هم آغاز میکنند، هرچند ترشا از او قدبلندتر است.