Storyline
غولی روز پیش از جشن بزرگ استیفان دندان هایش را میشکند. جادوگری جُدیِ کارش را در تراشیدن زنی به دو نیم با خطا روبه رو میشود و دستیارش را از دست میدهد. یک کوهنورد بیش از حد مسلح در آسانسور برای چند روز گیر میکند. پیرمردی به جفتی از پاهای فراری عاشق میشود. مادری از همسایه اش میخواهد مراقب فرزندانش در شب قبل از جشن استیفان باشد. در یک ساختمان، زندگی ده همسایه کنار هم گره میخورد و با درام ها و شادی ها و شگفتی ها و خطرهای زندگی روزمره دست و پنجه نرم میکنند