Storyline
پس از کنار گذاشتن حرفهاش به عنوان یک خواننده، جُوئل استون در پاریس به عنوان گارسون کار میکند. ماری، مادربزرگش و تنها خانوادهاش که در ورمونت ایالات متحده زندگی میکند، ناگهان شبانه میآید تا او را ببیند. اما چگونه میتوان از او استقبال کرد زمانی که جُوئل زندگی، کار و عشقهایش را این چنین توصیف کرده است؟ از یک نامه به نامه او برای خود شغلی ساخته است، زندگیای با پل و حتی دختری به نام روبی. اما همانطور که مثل ضربالمثل ایتالیایی میگوید، دروغها پایهای کوتاه دارند.