خط داستانی
یک جوان از روستا به شهر سفر می کند تا شانس خود را پیدا کند. اگرچه او نامه ای از عموی ثروتمندش دارد، بهترین شغلی که می تواند پیدا کند، کار به عنوان پاک کننده خیابان است. او توجه صاحبخانه اش را جلب می کند، که به طریقی او را وادار به خواستگاری می کند، اما سپس عاشق یک دختر جوان و زیبا می شود و وقتی عموی ثروتمندش می میرد، خود را در حال دادخواهی از یک زن طلاطلب می یابد که می خواهد به ارث او دست یابد.