خط داستانی
پسر لایتون، دومین افسر کشتی لیدی اسپری است که پدرش کاپیتان لایتون است. پسر به خاطر زنانه بودنش اغلب توسط پدرش سرزنش و بیشتر اوقات کتک میخورد. در بندر، پسر به مینی پیشنهاد ازدواج میدهد و پیشنهاد میکند که او به گلاسکو بیاید تا با هم ازدواج کنند. کشتی به راه میافتد و کاپیتان از قصد پسرش برای ازدواج مطلع میشود. او او را صدا میزند و درباره مادرش که او را ترک کرده توضیح میدهد و سعی میکند او را از همه زنان دور کند، اما پسر از شنیدن این حرفها امتناع میکند. کاپیتان ناگهان بیمار میشود، اما قبل از مرگش از پسر میخواهد که تا زمانی که مردی که مادرش را خیانت کرده پیدا نکرده، ازدواج نکند. کاپیتان در دریا دفن میشود و کشتی به مسیر خود ادامه میدهد. وقتی به گلاسکو میرسند، پسر به مینی میگوید چه اتفاقی افتاده است. در بار، او با یک زن سالخورده که به داخل میآید و گدایی میکند، ملاقات میکند. در طول گفتگو متوجه میشود که او مادرش است و او را مجبور میکند تا به او بگوید خیانتکار کیست.