خط داستانی
جاننی داگلاس که به خاطر دستمالی که به گردن میبندد به آدم فراری سفید معروف است، تصمیم میگیرد به زندگی درست برگردد. او با گرفتن شغلی به عنوان دامدار، دستمال را به دوست جدیدش تد ویلیامز میدهد. وقتی دختر دامدار، که دوست دختر تد است، موافقت میکند با مردی که بر روی مزرعه وام دارد ازدواج کند تا او مزرعه را مصادره نکند، تد از دستمال برای سرقت از اتوبوس استفاده میکند. وقتی تد شناسایی و زندانی میشود، جاننی نقشهای برای بازگرداندن پول و آزاد کردن تد دارد.