ستون شب
Nachtkolonne
فیلم با یک کلوپ برلین آغاز میشود، جایی که تروود برلینر آواز میخواند در حالی که مزدوران برای دزدی در هتل هامبورگ نقشه میکشند. در هتل، اربلانیانی گروه را هدایت میکند و همسرش اولگا برای آرام کردن پسرشان یاشا میخواند تا به خواب رود. در حین سرقت، یاشا wakes, screams, and is knocked down. The gangsters flee to Berlin with stolen jewels and the unconscious Jascha. Homolka, یکی از عاملان، از رها کردن پسر امتناع میکند، او را بهبود میدهد و با جعل این که عمويش است ادای پدرخواندگی میکند و ادعا میکند والدینش در تور آمریکا هستند. هومولکا احساس مادری پیدا میکند و با تمسخر دوستانش و ترود برلینر مواجه میشود.