رودخانه رنگل
Rangle River
ماریون هستینگز پس از پانزده سال اقامت در اروپا به ملک دامداری پدرش، دن، در غرب کوئینزلند بازمیگردد. او با خصومت از سوی سرپرست پدرش، دیک دریک، و همسایه پدرش، دان لاوتن، روبرو میشود.