شمشون و لبلب
Shamshon and Leblb
داستان حول (لبلب) میچرخد که به آرامی در یک محله محبوب زندگی میکند و از رستورانش درآمد دارد. او به روستای لوزا (دختر معلم) رادوان میرود. در این محله مردی خشن به نام (شمشون) (سامسون) ظاهر میشود، مردی خوب. برعکس شمشون که ثروتمند و قدرتمند است و در یک کاخ زندگی میکند، جوان ضعیف (شمشون) با رقیب قویاش مقابله میکند. قلب معشوقهاش (لوزا) شروع به تپیدن میکند و نبرد بین آنها از طریق هفت ترفند آغاز میشود. شمشون از عضلاتش استفاده میکند و نه از فکرش. اما پدر لوزا از شمشون حمایت میکند به امید ثروتش.