خط داستانی
شمال شرقی چین پر از دزدان است. شیاو کای (پائول چانگ چونگ)، یک شوالیه سرگردان، یک اسب سفید را از دزدان میگیرد. مهارت او در اداره اسب باعث تحسین مسافر همسفرش چو چینگ هسو (وانگ چونگ شون) میشود. آنها به لو لونگ کائو میرسند، جایی که روستاییان برای زندگی شکار میکنند و دائماً توسط دزدان ترسانده میشوند. خواربارفروش تینگ تسه پائو (نگای پینگ نگو) از مذاکراتش با دزدان با خبرهای بد برمیگردد. آنها قصد دارند پوستها را از روستاییان به قیمت ثابت جمعآوری کنند. رهبر روستا مو (یوان سام) و دخترش تسویی یینگ (پات تینگ هونگ) یک میخانه را اداره میکنند. او تعجب میکند که چگونه اسب سفیدی که متعلق به جوانی از سینکیانگ به نام شا یی تی (من لینگ) بوده، اکنون در اختیار شیاو کای است.