خط داستانی
گس رابینسون سه چیز را دوست دارد: کارش، خانواده و وطنش؛ اما ناگهان همهٔ این سه را از دست میدهد. با تعطیلشدن کارخانه، بیکاری به او روی میآورد. زمان تغییری برای همسرش مارتا و پسرش چارلی است تا جهانی را که گس به سختی میشناسد بازنگری کنند؛ اما در میان این کابوس، تنها رویایی که از او گرفته نمیشود پسرش چارلی است.