Ex
گروهی از نوجوانان خردهرو Berlin گهگاه روی پشتبام وزارت امور خارجه سابق آلمان شرقی گرد هم میآیند. آنها برای ورود به خودروها، مصرف مواد مخدر و شرکت در مسابقات خطرناک به بیرون هجوم میآورند. یکی از آنها در حین این کار کشته میشود و به هرجومرج ناامیدی و خشونت افزوده میشود. رهبر گروه، ماریو، با گانگسترهای روسی درگیر میشود و وقتی متوجه میشود دوستدخترش سارا عاشق تازهوارد رابرت شده است، دوستانش را به فاجعهای کشنده هدایت میکند، به دلیل حسادت، از خشم منفجر میشود.