آجر و آینه
The Brick and the Mirror
هاشم راننده تاکسی است که یک کودک شیرخوار را در صندلی عقب کابین خود یک شب پس از سوار شدن به یک زن جوان می یابد. هاشم و دوست دخترش تاجی سعی می کنند با این کودک ناخواسته کنار بیایند. هاشم اصرار دارد بچه را نگه ندارند ، تاجی نیز اصرار بر نگه داشتنش دارد.