زنان قفسی دو
Caged Women II
نیکول کلارک شبیه یک خواننده جوان و با استعداد با رویای بزرگ در شهر بزرگ برایش دشوار است پس از آزار جنسی توسط تهیه کننده موسیقی و بازگشت به خانه برای یافتن دوست پسرش در بستر با زن دیگر تصمیم می گیرد از زندگی پرتردد کنار بکشد و با اتوبوس به شهر کوچکی که در آن بزرگ شده است بازگردد در وسط بیابان ترسناک و بی وسیله راکبانی حیله گر و شیاد به نام کلان رلی او را سوار کرده و به او وعده امنیت و رفتن به شهر بعدی می دهد نیکول در این میان مهره ای در حلقه پنهانِ بردگی سفیدِ ماکباتی به دست می آید تنها نجات او اکنون دوست پسرش و کارآگاه نِیت پنه است که پس از گزارش مفقود شدن او به پرونده رسیدگی می کند