خط داستانی
تاخور سوراج سینگ با همسرش زندگی مرفهی دارد؛ سه پسر - کیشور، همسرش لکشمی و دو فرزند پاپو و لالی؛ ویجایکمال و موهان؛ و یک دختر مجرد، رادا. کیشور به کسب و کار خانواده رسیدگی میکند، در حالی که ویجایکمال شاعر معروفی است و موهان در حال تحصیل در رشته حقوق در شهر است. ویجایکمال عاشق ساپنای زیبا است، اما او مجبور به ازدواج با بیهاری میشود و در شب عروسی خودکشی میکند. ویجایکمال شاهد مرگ او است و عقلش را از دست میدهد. خانواده تصمیم میگیرند او را در بالای خانه حبس کنند. سوراج به امید درمان ویجایکمال، یک کورتسان جوان به نام چاند را به خانه میآورد، که او تا حدی موفق میشود، اما از سوی ویجایکمال آسیب میبیند و توسط بقیه خانواده مورد سوءاستفاده قرار میگیرد.