خط داستانی
ساخت سد جدید، شغل قایقران ریبا را از او گرفت. سد جدید جایگزین قایق شد. با این حال، اجداد ریبا قایقران بودند و پیرمرد دوست داشت که دو پسرش همان حرفه را ادامه دهند. اما یوزف مردی بیتصمیم و ضعیف است و کارل در سد مشغول به کار شده است. به همین دلیل، ریبا پیر او را از خانه بیرون کرد. باران مداوم شادی غمانگیزی برای ریبا به ارمغان میآورد. او به خوبی میداند که سیلاب ناگهانی میتواند سد ناتمام را به خطر بیندازد. در نفرت افراطیاش، فراموش میکند که آب ناشی از شکست سد، ابتدا خانه و عروس و نوه بیمار او را خواهد برد...