کسی که با کودکان میخوابد...
El que con niños se acuesta...
چون توسط والدین دوست دخترش، روزاریو، رد میشود، آنها به پایتخت فرار میکنند تا دوستش مانی، یک خیّر میلیونر، را پیدا کنند. مانی به او کمک میکند اما او را مجبور میکند تا چهار کودک از یتیمخانهاش را به فرزندی قبول کند.