لاتاری مرد
The Lottery Man
عامل بیمه نسبتاً موفقی به نام چارلز، زن جوانی به نام نانا را دعوت می کند تا برای نهار به صرف غذا با او بیاید و به او سری تیک برای قرعه کشی می دهد که او妻ی از مشتریانش می خرد. اما با نانا جر و بحث می کند و او قرعه کشی را به او بازمی گرداند در حالی که چارلز آن ها را به منشی و دو مشتری می دهد. قرعه نخستین جایزه را می برد اما چگونه می تواند جایزه را برداشت کند؟ سپس الهه شانس به صورت زنی زیبا ظاهر می شود و از این که او او را لگد زده شکایت می کند. با این حال خوشبختی چارلز به دیدن نانا گره خورده بود. بچه ای که درِ خانه اش رها شده بود باعث می شود دو جوان عشق خود را دریابند و تصمیم به متحد ساختن زندگی هایشان بگیرند و مادر فقیر بچه را که از تصمیم خود پشیمان است و می خواهد بچه اش را پس بگیرد، به استخدام خود در آورند.