ولای فرّای زبان من
Khol De Meri Zuban
داستان مرد ناشنایی به نام لالو که برای زمندار کار میکند مادر لالو او را برای دختر دوشوهر زمندار، لالی، نامزد میکند پس از اینکه لالو ناگهان صدای خود را به دست میآورد