چهارصد و پنجاه فوره
451 Forte
زِ آلبرتو و لورا عاشقانند و رابطهٔ پنهان و همیشه تهدیدشده ای دارند. زِ آلبرتو با فنرندا همسر است٬ خواهری لوراست که شوهرش به دلیل قتل در زندان است. فنرندا از رابطهٔ لاورا با شوهرش آگاه است و همواره تهدیدشان میکند تا همه چیز را به آرماندو بگوید. لاورا و آرماندو دختری دارند به نام سونیا که بزرگترین عیبش طمع است و با بالاترین کیفیت مادرش را در عشق با داییش پنهان میکند. ترس این دو عاشق بیشتر میشود و اتفاقات با شنیدن خبر پایانِ دوران محکومیتِ آرماندو تسریع میشود