خوشحال باشی، یولیا!
Be Happy, Yuliya!
پرستار یولیا و شوهرش رادو خوشحال زندگی میکنند و تنها چیزی که آنها را میسوزاند فرزندی است. به نیکی یولیا کارمندی جدید به خانه میآورد، وایا که از شکست عاطفی رنج میبرد. به نظر میرسد خانواده به سعادت میرسد اما به طور اتفاقی رادو به زیبایی وایا افسون میشود