خط داستانی
لِنا بی مسکن است. او نتوانسته در شهر بزرگ جای پایی بیابد و مدتی است که در رویاهای خود فقط از جهان بزرگ و پهناور می شنود؛ جاس زیر همان روایات که از کارگری سفر دریایی به عنوان پیشخدمت کشتی می گوید. تشییع جنازه پدربزرگش برای او فرصت و بهانه ای می شود تا به روستای خود بازگردد و در اینجا به دنبال جایگاه زندگی خود بگردد.