غریبه شمال
The Stranger Of The North
لادی فرگوسن از خارج میآید و در یک اردوگاه چوببری در نوا اسکوشیا مشغول به کار میشود. او با اد اسپنسر برای دست ماری، دختر سرپرست، رقابت میکند. اسپنسر رد میشود و اعتصابی را اعلام میکند. لادی از هایلندرهای کیپ برتون، که در نزدیکی اردوگاه هستند، کمک میخواهد و آنها به اردوگاه میروند و اعتصاب را شکسته و راه را برای آیندهای شاد برای ماری و لادی هموار میکنند.