دویدن
Jump
یک کارمند معمولی به نام جونسوکه برای یافتن معشوقش میهارو که شب او را ترک کرده بود می رود؛ او از کلید اتاقش سخن می گوید اما میهارو وعده کرده بود در پنج دقیقه برگردد. او برای خرید سیب بیرون رفته بود چون جونسوکه هر صبح یکی برای صبحانه می خواست. کمی مست از کوکتل شب قبل، جونسوکه به خواب می رود و صبح روز بعد می فهمد که میهارو هرگز برنمی گردد