مالاترّا
Malaterra
در سال ۱۹۱۶، در مزرعهای دورافتاده در هاوت پروانس، لئون مورگان پدر پیر فلج، حکمفرمایی میکند بر جهانی از زنان: آپولونی، دخترش، باپتیسین، دامادش و ماریدون، نوهاش. ژان، شوهر باپتین، در جبهه شرقی مفقود میشود. تنها پسر باقیمانده فِ لیس است، جوانی با گرایشات جنسی نگران، پسر باپتین، که معتقد است پدرش هنوز زنده است. روستای متروکهای به نام «مالاترّا» بالای مزرعهٔ مورگان مشرف است. روستا نفرینشده است، ساکنان میگویند ghosts در شب در آنجا رقص میکنند. پلیس دوست دارد بفهمد چه اتفاقی در مالاترّا میافتد