منگالاته
Mengaloth
به دلیل نا معلوم پالو پسر نملول تنها بازمانده از یکی از نبردهای بزرگ است پس از این پالو به دوردست برای امن ماندن فرار می کند دو سال بعد او احساس می کند شر در جهان دوباره رواج دارد جنگ او را بیشتر از آنچه در ابتدا تصور می کرد زخمی کرده است و نبرد هنوز تمام نشده اما فقط چهره اش عوض شده است