چیزهای بد
Poor Things
یک روز، رونیا متوجه میشود که یک زن ناشناس او را دنبال میکند. این تجربه کنجکاوی او را برمیانگیزد و او به سرعت به رمز و راز اطراف آن غریبه و اعمالش جذب میشود. تحت نظر بودن به این نزدیکی نمیتواند جز این باشد که انسان احساس خاص بودن کند. به افسوس، او تنها کسی نیست که توسط آن زن دنبال میشود.