خط داستانی
صعود هسیاو یون به شهرت نتیجه یک شانس خوش شانس است، زیرا او مجبور میشود در آخرین لحظه جایگزین یک خواننده دیگر شود. این دختر از فرصت خوش شانس خود به بهترین نحو استفاده میکند و در اولین اجرای خود به عنوان یک هنرمند، تأثیر زیادی میگذارد، که این واقعیت زندگی او را برای همیشه تغییر میدهد! با این حال، این صعود ناگهانی به شهرت شروع به تأثیرگذاری بر زندگی شخصی او میکند. از یک طرف، این موضوع رابطه در حال رشد او با عاشق پیانیستش را پیچیده میکند. و از طرف دیگر، او به زودی خود را در معرض برخی از پیشنهادات جنسی از سوی تهیهکننده نمایش خود مییابد. هسیاو یون بیچاره چه خواهد کرد؟ و آیا آسمان های آبی در پایان داستان به او لبخند خواهد زد؟