خط داستانی
داستانی عاشقانه در بیابانهای مرکزی آسیا Temür پسری سی ساله از قزاقستان تصمیم میگیرد زندگی را در روستای اجدادیاش در کوههای قرقیز دوباره آغاز کند اما به زودی درمییابد در این جامعه محافظهکار مردان مسلمان زنان و کودکان تنها به دنبال او هستند تنها امیدش امید Amira زنی جوانی است که شوهرش غایب است Temür با وقوف به طرحهای روستا به Amira و Taib برادر شوهرش نزدیک میشود و در نهایت قصد دارند تا روستا را ترک کنند و به مکانی بروند که آرزوهایشان را برآورده سازد