خط داستانی
یک نقاش جوان به صومعه ای میرود تا مریم باکره را نقاشی کند. در آنجا با راهبهای جوان به نام آگریپینا آشنا میشود و عاشق او میشود و با نمایاندن چهرهٔ او نقاشیاش را میسازد. این کار او را با قانونان کلیسا و رئیس مادری سرکوب میکند و او را ترک میکند.