خط داستانی
شانن تنها می تواند یک دست داشته باشد. اتفاقی که برای دست دیگرش افتاد را کسی نمی گوید اما او ساکت نمی ماند. صورتحساب ها باید پرداخت شود و او دوباره کار را می سازد. اینجا متفاوت خواهد بود. دیوارها را نقاشی می کند تا زندگی تازه ای را بچسباند. کاورهای تخت و جاهای نشستن فراهم می شوند. کوین نیز در حالت خواب با پای پیاده روز را پشت سر می گذارد و زندگی اش را بسته بندی کرده است تا مادرش را به خانه سالمندان منتقل کند. دو نفر با آهنگی خسته و با دیوار مشترک در یک خانه کنار هم همانند هم می خوابند و هیچ کدام نام دیگری را نمی دانند