شهادت عشق
Syahadat Cinta
Iqbal هیچگاه نماز نمیخواند و قرآن نمیخواند. سرانجام زمانی که به خاطر آسیب رساندن به مادرش احساس گناه میکند پشیمان میشود و تصمیم میگیرد در مدرسه دینی کیای سیددیک در تفال جادین تحصیل کند. اما دو ماه تنها به او گفته میشود که از حوض آب بگیرند. از سر ناامیدی خشمش را به حوض ابراز میکند. سپس با آسیه، دختر کیای سوبدار و نوه کیای سیددیک، ملاقات میکند. از ترس اینکه کیای از او عصبی شود، بیهدف فرار میکند. آنگاه پریسلیا، دختری مسیحی مهربان، به او کمک میکند تا جایی برای اقامت پیدا کند. اما در نهایت ایقبال تصمیم میگیرد در خانه خانم جمیلَه، گدا و با دو فرزندش فاطمه و ایرسید، بماند. در سفرش به سوی یادگیری اسلام، ایقبال با چالشهای زیادی روبهرو میشود.