روحهای مشتاق
Longing Souls
کامیلا ۱۰ ساله تابستان را نزد مادربزرگش میگذراند، تقریباً به طور انحصاری در کنار زنان. آنها با عشق از یکدیگر مراقبت میکنند؛ با هم غذا میپزند، میخورند و حمام میکنند؛ از پوست خود مراقبت میکنند و بسیار صحبت میکنند. کامیلا به سرعت درمییابد که چیزی بیش از خویشاوندی محض آنها را به هم پیوند میدهد: گفته میشود که بر زنان خانواده طلسمی شده که باعث ناخوشی در روابطشان میشود. این باور به موقع است، چرا که کامیلا بیش از هر چیز مشتاق جدایی والدینش است.