خط داستانی
پس از ناکامی در بیشتر کارها، آقای اف و آقای ج دو دوست از شهری کوچک در کرالا به سفری ماجراجویانه به شهری نزدیک میروند. آقاى اف از نامهای ناشناس خبری دریافت میکند که او را به انجام کارى ترغیب میکند و وعدهٔ ثروتی فراوان میدهد تا زندگی روزمره و خستهکنندهشان را پایان دهد. ناکامیهای مداوم در زندگی آقای اف، او را به فلسفهای شخصی رسانده است که ما در زمانهای عجیب زندگی میکنیم و به معماییها احاطه شدهایم. افرادی که کمک، کار یا پول ارائه میدهند، در معنای کوتاه قدرت دارند و کسانی که دریافت میکنند اختیار ندارند. به طرز طنزی، آقای اف در ارتباط شخصی با آقای ج به نظر میرسد فلسفهٔ خود را فراموش کرده است. در نبود فضای برای اختیار یا استقلال، آقای اف دوست بیگناه و فرمانبردار خود را به گمراهی بزرگی میکشاند که از آن به عقب بازگشت نیست.