خط داستانی
تا تابستان سالگرد تولد نوزدهم او، چالـی هال، قهرمان ویکورد، نمیداند آیا دوباره به روی رودخانه بازخواهد گشت یا نه. وقتی از ناامیدی فرار میکند و به خانه پسرعمویش Narrاو در شهر شامبلی میرود با جولیت آشنا میشود، کارآمیزگی و رابطهای منحصربهفرد آغاز میشود که تنها موانع آن ترس از جاهطلبیهایشان است