خط داستانی
ایلِ اهل شهری کوچک می خواهد زندگی نسبتاً ساده و آرامی برای خود بسازد اما در نهایت انتخاب های اشتباهی می کند. میانسال و بیگانه با جهان، احساس می کند باید عضوی از چیزی باشد تا درختی یا خانه ای بسازد. اگرچه روستای محل زندگی پر از کارهای مشکوک است، ایلِ تنها چیزی را می بیند که به نفع اوست. لحظه ای که وارد روستا می شود آغاز سقوط اوست. در خلأیی از راه حل ها، او می خواهد همان چیزی شود که هرگز نبوده است: جستجوگر عدالت که همه گناهکاران را دستگیر می کند