خط داستانی
لیام روزها را با دوستانش نوشیدن می گذراند و اسب دوچرخه خود را در جاده های شهر ساحلی ولز به رقابت می کشاند او به همراه پدرش گلن یک پارک کاروانی رو به ورشکستگی را اداره می کند که به این باور پابند است که آینده ای روشن دوباره باز خواهد گشت وقتی بازرسان بیمه اعلام می کند زمین ملکشان به دلیل بالا آمدن سطح دریاها بی ارزش است لیام باید پدرش را متقاعد کند که خانه طولانی مدتشان را ترک کند منازعه آنها بر سر کنترل پارک به اقداماتی ناامید کننده منجر می شود