خط داستانی
ژاکلین مادری جوان است که در دهه شصت پاریس با پسر معلولش لوران زندگی می کند. از شوهرش رها شده، ژاکلین همه چیز را فدا می کند تا از پسرش مراقبت کند و قول می دهد زندگی «معمولی» و شادی برای لوران بسازد. آنتوان، دی جی موفقی در مونترآل امروز است که همه چیز را دارد: شغلی پر رونق، دو دختر زیبا، شریک زندگی Rose که با او عاشق است. اما هیچ چیز کامل نیست و همسر سابق آنتوان یعنی کارول از جدایی اخیرشان به شدت آشفته است.