خط داستانی
کلمنت، وامدهندهای کمگو، امید تازهای برای سوفیا همسایه تکی است؛ او به پرستش اکتبری معبودمان تعلق دارد. آنها بر سر تولد نوزادی با هم ارتباط مییابند که نتیجه رابطه کلمنت با زنی روسپی است که گم شده است. در حالی که کلمنت به دنبال مادر آن دختر میگردد، سوفیا از نوزاد مراقبت و از خانه و زندگی و روابط احساسیاش با مردم ابراز نگرانی میکند.