خط داستانی
پشیمانی داسیمای پس از ترک شوهر و دختر 8 سالهاش، نانسی، شدت میگیرد. همسر اول سمیون، حیات، که قمارباز سنگینی است، تمام ثروت داسیمارا هدر میدهد. داسیمای تصمیم میگیرد به استاد سابقش درباره بدرفتاریهایی که از شوهر فعلیاش، سمیون، دریافت کرده بگوید. سمیون در وحشت میافتد و از بنگ پواسا میخواهد که داسیمارا بکشد. بر اساس شهادت یک شاهد، بنگ پواسا و سمیون دستگیر میشوند. قاتل به زندان میرود در حالی که سمیون به تبعید محکوم میشود.