پاتینونیل و یاژم
Pathinonnil Vyazham
اپو (موکش) در هتل پنج ستاره پالاکاد کارگر پستی است. او به طور اتفاقی با چاندران پیلاى برخورد میکند که میلیاردری ساکن اوتی است. اپو از تصادفی جان چاندران پیلاى را نجات میدهد. وقتی چاندران پیلاى به اوتی برمیگردد، کسانی که دنبال او بودند به سمت اپو می روند. بنابراین اپو به اوتی میتازد و از چاندران پیلاى میخواهد شغلی به او بدهد. چاندران پیلاى امتناع میکند، اما وقتی اپو با یک راز به ابتکار سیاهنمایی تلاش میکند، تسلیم میشود و او را به عنوان رانندهاش منصوب میکند. میناکشی (مانی) دختر چاندران پیلاى از اپو متنفر است و او را مکرراً از کار اخراج میکند، اما چاندران پیلاى او را به کار میگمارد که باعث ناخرسندی او میشود.