خط داستانی
جولور پسری جوان است که پس از خدمت سربازی به روستایش دریاچه یاکوتیا بازمیگردد. او با نانی بزرگ و خواهر کوچک کوینیه زندگی میکند. در جشن ایسیاخ ناخواسته وارد مسابقاتی میشود و استعدادی در ماس-ورزشی کشف میکند؛ اما مرگ ناگهانی مادربزرگش همه برنامهها را تیره میکند و نگهبانان بدهی آنان را از خانهشان بیرون میرانند. جولور در جستوجوی کوینیه و کار دائمی به ییاکوتسک میرود تا بزرگترین مسابقه ماس-ورزشی جمهوری را شرکت کند و برای دوباره با هم بودن خانواده با چالشهای بزرگی روبهرو میشود.