خط داستانی
رامیرو آشپز بار است. هرنان تکنسین بیکار است. نُورا پرستار در یک بیمارستان دولتی است. لوسیِیا در یک کتابفروشی کتاب می فروشد. چهار داستان و یک شهر سیاه و سفید با باران مداوم. هیچ کدامشان یکدیگر را نمی شناسند، تنها ساکنان همان شهر هستند.
رامیرو آشپز بار است. هرنان تکنسین بیکار است. نُورا پرستار در یک بیمارستان دولتی است. لوسیِیا در یک کتابفروشی کتاب می فروشد. چهار داستان و یک شهر سیاه و سفید با باران مداوم. هیچ کدامشان یکدیگر را نمی شناسند، تنها ساکنان همان شهر هستند.