خط داستانی
در سال هزار و نهصد هشتاد و دو، وازکو ده ساله در یک شهر کوچک با مادرش زندگی می کند. او شیفته فضای بهشت سه ناتیک است، کتاب ها و فیلم ها را می بلعد، با بچه بازی ها با مادرش به مخالفت می پردازد. او هرگز پدرش را ملاقات نکرده اما از دور او را تماشا می کند و می فهمد که بزرگ شدن آسان نیست.